قلاب ها در پیراهنم

ه

فدریکو فلینی:فکر غرق شدن همیشه مرا مسحور کرده. بعد از غرق شدن همه چیز ممکن است دوباره شروع شود. اینکه تمامی یقینها فرو بریزد به من احساس جوان شدن می دهد.

ت

پیش تولید فیلم کوتاه "قلاب ها در پیراهنم" ، به نویسندگی و کارگردانی لیلا نوروزی آغاز شد.

بعد از 20 سال سگ دو زدن برای رسیدن به یک اتفاق فیلمی بالاخره این اتفاق افتاد و تمام سلول های بدنم آماده رسیدن به رویا و آرزو و هدف همیشگی ام شد!این فیلم که به تعبیر خودم می توان در سبک "سوررئالیسم شاعرانه" جای داد، در مرحله ی انتخاب بازیگر قرار دارد. نقش اصلی فیلم، یک دختر جوان می باشد و ۴ نقش فرعی متشکل است از یک دختربچه 6-7 ساله( با موی بلند و مشکی)، پسر 26-27 ساله(ترجیحاً آشنا به آکاردئون نوازی)، مرد حدوداً چهل ساله (قد بلند) و یک پیرزن با جثه ی کوچک. این فیلم در مرداد ماه سال جاری در آستارا یا بندرانزلی تصویربرداری خواهد شد.

اف

   + لیلا نوروزی - ٧:۱٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩

....3-4-5

من آدم ابلهی نیستم.

اگر قامت استوار تنهایی ام قمارباز شده است

ا

  گاهی یک کلمه، یک عدد، یک شعر دو خطی آن قدر "flash back" ات می کند که دوست داری بشینی، به همه کسانی که از دست داده ای فکر کنی، به خودخواهی هایت، به تک تک خاطره ها از تک تک آدم ها، به کتابها، فیلم ها، عروسک ها،به جسی جیمز، لوک خوش شانس،پت و مت، به بلیط  تاریخ گذشته سینما، کافی شاپ ها،  زانتیا، پراید، الگانس ها، سفید، آبی ، قرمز ، به پلنگها، اسبها، سگها، به دستگیره در، لیوان خالی، صندلی تک نفره، به مارادونا، محمد نصرتی، بازی ایران و بحرین، به ابی، گوگوش، سیاوش، به کفشهای کتانی، شلوار کتان، به سینه بند کوچک، به مقواهای فابریانو، تخته شاسی، اردوهای طراحی، به عکس های گروهی، به دو انگشت بالای سرت، به نگاه  دزدکی یکی، به مجتمع فرهنگی هنری فدک، به بوته هایی که پشتش قایم می شدی و گریه می کردی، به باغبان، به خیابان ارتش،پاییز، باران، به چتر طوسی رنگی که هیچ وقت دو نفری باز نکردی، به روی پل عابر پیاده نشستن و دو نفری داستان کوتاه خواندن، به شبانه از تئاتر برگشتن ها، به کتابهایی که روی سرت پاره شد، به " آلما "ت که سرش را بریدند، به اس ام اس های بی درو پیکر، بدون قانون، بدون ترس، بدون آینده، به سیب، گیلاس و توت فرنگی عزیز دلت، به قدم زدنهای شبانه ات در اتاق، سیگار کشیدن با نیچه، مست شدن با براد پیت، یک دل سیر گریه کردن با شمس لنگرودی، یک عمر لذت بردن از کیشلوفسکی، به گربه ای که بچه هایش را خورد، به مادربزرگم که دو سال پیش مرد، به پدرم با صورت سیاهش، به مادرم که تنها او را دوست دارم، به یوزپلنگانی که با من دویدند، به کلاه پالتوی الف،به روسیه، به الکسی ایوانوویچ، به روزی که تمام دار و ندارت را توی قمار می بازی به غیر از سکه های تنهایی....!

 

    شنبه- ٢٢ خرداد

   + لیلا نوروزی - ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩

به مرجان و "داش آکل " های 22 خرداد

عع

درد ثانیه های اضافه زندگی:

 لیوان خالی یار بر روی میز،

یک هفته گریه.

پالتوی خاکستری یار در جا رختی دل،

یک فصل پوزخند.

هزار و یک روز باتوم قانون،

       چند  سال پرسه زدن در عمق قهوه و هم نشینی با نوه های طوطی مرجان،

 سر بر شانه کاکا رستم گذاشتن،

.

.

.

صد سال تنهایی

ف

 

 

غ

شنبه/٢٢ خرداد/اردبیل

 

ت

   + لیلا نوروزی - ٢:٥٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٩

به "کاپیتان جک"

ا

خ

.:1:.

جرقه می زند

و با تلنگر یک آفتاب پرست

گُر می گیرد

جنگل تنهایی ام!

 

 

.:2:.

بادبانها را نکش.

لنگر در دلم نینداز.

بر عرشه خیالم ناخدایی نکن،

ملوان!

قایق ها به صخره خورده اند،

در غریق نجات دستهای تو

کشتی های غرق شده ام را می شمارم...

نعال 

 

 

 

 

عکس و شعر... سه شنبه- 11/3/89 – بندر انزلی

   + لیلا نوروزی - ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩

 

خمارِه شعرم، می شکنه پیش تو

عجب شرابی نفس تو داره!

                                  بی"

ن

   + لیلا نوروزی - ٦:٤٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩

به "عصا بدست های 22 خرداد"

٧

ه

ه

م

ما گزنه های شخم خورده ایم،

چوپان

گوسفندهایت را به شانه ات ببند

و خورشید را

هی دور سرت بچرخان!

منجی همیشه در تاریکخانه ها ظهور می کند...

ن

تا

ک

عکس  و شعر(لیلا نوروزی) / خرداد 89

   + لیلا نوروزی - ٦:٠٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩