فیلم دایره زنگی

 

دایره زنگی فیلمی است در ژانر اجتماعی و به نوعی طنز تلخ و در سبک نئورئالیسم که با پرداختن به وضعیت خانواده های پایتخت نشین و در این میان بررسی آپارتمان نشینی، به خوبی توانسته بدون شعار و قضاوت، وضعیت موجود را به تصویر بکشد.این فیلم که نخستین فیلم سینمایی پریسا بخت آور است با کنار هم قرار دادن دو عقیده و در واقع دو تضاد، که همواره بوده و هست،یعنی سنت و مدرنیته داستانی را روایت می کند که شخصیت های آن هر کدام نماینده ی گروه خاصی از مردم جامعه هستند.و همه ی این افراد در یک آپارتمان زندگی می کنند.از سرهنگ گرفته که پیرمردی ست مخالف وضعیت موجود کشور،تا پروین خانم(گوهر خیراندیش) و عباس (مهران مدیری) و... و حتی افرادی که نقش کوتاهی داشته اند . اما در این میان شیرین(باران کوثری) و محمد(صابر ابر) که به گونه ای بیننده توسط این دو شاهد اتفاقات می باشد،جدا از افراد این اپارتمان هستند.این دو بیرون از تفکرات موجود،و برای نصب دیش وارد آپارتمان می شوند و کشمکش سنت و مدرنیته بر سر ماهواره به اوج می رسد.

اصغر فرهادی،نویسنده ی فیلمنامه،در فیلم"درباره الی" هم( که به اعتقاد خیلی ها بهترین فیلم دهه ی اخیر ایران بود) ثابت کرد که توانایی پرداختن به سوژه های امروزی و ساختن فیلم به معنای واقعی کلمه را دارد.آثار فرهادی تعلق به هیچ عقیده ای ندارند و همان طور که در "دایره زنگی" مشاهده می شود، به هیچ اندیشه ای نمی تازد.بلکه به عنوان یک مشاهده گر دیده های خود را بی هیچ رنگ تعلقی و در فضای رئالیسمی به مخاطب ارائه می دهد.و این خود مخاطب است که بسته به زاویه ی دیدش نسبت به محیط، قضاوت می کند.وشاید هیچ اتفاقی هم حاصل نشود. در واقع فرهادی را می توان پایبند به عقیده ی "هنر برای هنر" دانست.البته این بدین معنا نیست که ایشان نسبت به جریانات اطراف خود بی اهمیت باشد.چرا که در لایه های ابتدایی است که همه چیزی به طور واقعی و بدون جهت گیری های فردی ارائه میشود. و در پوسته های زیرین فیلم، مخاطب اگر پس زمینه ی فکری لازم را داشته باشد ،به یکباره وارد دنیایی می شود که به خوبی تمام تفکرات موجود را به چالش میکشد.آنهم در بستری که متعلق به اکنون است،با تمام رویدادهای لمس شده.

دایره زنگی جدا از اینکه یک فیلم اجتماعی خوب است ،طنزی است که شاید برای اولین بار در ایران فضاهای کمیکِ هنری و سینمایی خلق می کند.آن هم با بازیگران مطرحی چون امین حیایی، باران کوثری،نیما شاهرخ شاهی،بهاره رهنما،محمدرشا شریفی نیا،مهران مدیری و... .اینها نه تنها در نقششان هیچ شباهتی به هم ندارند، بلکه کاراکترهایی متفاوت تر از کارهای قبلی اشن خلق شده است.

اما پایان و نقطه ی قوت فیلم:با فرار کردن شیرین، ودزدیدن جواهرات افراد اپارتمان و تلفن همراه توسط او،داستان وارد مسیری میشود که مخاطب به خود و تمام شخصیت ها می خندد! چرا که شیرین در طول این مدت با قیافه ی معصومانه ی خود ،همه را بازی داده است . اما باز هم پریسا بخت آور و اصغر فرهادی دست به قضاوت نمی زنند و چهره ی ترحم برانگیز و یا منفوری که در بیشتر فیلمهای ایرانی از دختران فراری وجود دارد و در نهایت کار به پشیمانی و بن بست و مرگ و... می کشد،در اینجا به چشم نمی خورد.شیرین فرار می کند و پایان باز فیلم باعث ادامه دار بودن آن در ذهن مخاطب می گردد.

چاپ شده در شماره 21 مجله "سارای"- صفحه  ی سینمای خانگی