مصاحبه با تقی اسماعیلی

(چاپ شده در ویژه نامه نوروز نشریه مهر اردبیل) 

گفتگو از :لیلا نوروزی

(محمدتقی اسماعیلی متولد 1350 اردبیل. از سال 64 فعالیت تئاتری خود را آغاز نموده است . از سال 72 به طور جدی وارد این عرصه شده است. هم اکنون عضو نمایشگران عروسکی خانه تئاتر ایران می باشند و سرپرستی گروه تئاتر عروسکی اویون را نیز بر عهده دارند. ایشان در طی این مدت در زمینه های مختلف تئاتر فعالیت داشته اند و در حال حاضر یکه تاز نمایش عروسکی در استان می باشند و کارمند صدا و سیمای اردبیل)

 

س: چرا قالب تئاتر را برای اندیشه های خود انتخاب کردید؟

ج:این اصلی ترین سوالی است که وقتی هنرجویی وارد گروهم می ود از او می پرسم و می دانم سوال سختی پرسیده ام. خودم همواره جوابهای گوناگون، نسبت به حسی که در ان لحظه داشته ام داده ام. هر انسانی یک گم شده داد و در پی یافتن آن است. کودکی ام را که جستجو می کنم می بینم از همان ابتدا علاقه خاصی به لیدر بودن داشته ام.هنگامی که به سن قانونی نرسیده بودم تا به مدرسه بروم، چند تا از سیبهایی که فامیلمان برایمان می آورد را می دادم به مبصر کلاس اول تا اجازه دهد یک زنگ مبصر شوم. تا آخر دبیرستان هم همیشه مبصر بودم. یا مثلاً بچه های کوچه را جمع می کردم و برایشان کارت شناسایی درست کرده و آنها را سازماندهی می کردم.این مساله ای فطری بود و در هنر هم که به نظر من یک جریان فطری است، نمود پیدا کرد. من هم که دنبال گم شده ام بودم، احساس کردم می توانم گم شده ام را در صحنه پیدا کنم. ولی تا الان فقط به ارتباط رسیده ام و گم شده ام را پیدا نکرده ام.

س: یعنی تاکنون هیچ کدام از کارهاتان شما را ارضا نکرده است؟

ج: نه. اتفاق افتاده که احساس کنم گم شده ام را پیدا کرده ام. مثلاً با شخصیت "ایلدیر"، خواسته ام قهرمان یک ایل و تبار باشم. ولی بعد فهمیده ام گم شده ام با این شخصیت تمام نمی شود. در "زه آشوب" خواسته ام آرش باشم و با پرتاب یک تیر قومی را نجات دهم. ولی همچنان این ظرف پر نشده است. در "گلین سارای" و... و تا همین کار آخرم"گلین" هم نتوانسته ام گم شده ام را پیدا کنم. ولی به هر حال هر یک ابزار است و انسان اندیشمند می خواهد با این ابزار به اهدافش برسد. خدا کند ما هم که ابزار تئاتر را انتخاب کرده ایم بتوانیم برای اتفاقات ذهنمان مخاطب پیدا کنیم و این مخاطبان را در دردهامان شریک نماییم.

س: آیا تئاتر ما به جایی رسیده است که بتواند با عامه مردم ارتباط برقرار کند؟ هنرمندان تا چه حد توانسته اند رسالت خود را انجام دهند؟

ج: خوشحالم که به این مساله اهمیت می دهید. من خودم فقط در کار اجرایی نبوده ام و حدود پنج سال است که در هیات امنای نمایش اردبیل هستم. در طول سی سالی که من حضور داشته ام تئاتر اردبیل نسبت به دیگر شهرستانها، منهای تهران، افت و خیزهایی داشته است. مقاطعی بوده که تئاتر مان خیلی فعال بوده است. ولی با همه اینها باید اعتراف کنیم که تئاتر اردبیل قائم به ذات یک هنرمند تئاتر است که هیچ موقع از طرف مسئولین حمایت نشده و دریغ از جایی برای تمرین. بار اصلی موفقیت تئاتر اردبیل در عرصه های بین المللی به تنهایی بر دوش هنرمندان بوده است. فی المثال خودم را می گویم. اگر در سال 69 محمدتقی اسماعیلی علاقه مند به تئاتر عروسکی نشده بود، فکر نمی کنم الان تئاتر عروسکی در اردبیل به این صورت وجود داشت. البته بوده اند کسانی که هرازگاهی کار کرده اند و.... خداحافظ!

س: اگر فعالیتهای شخصی را کنار بگذاریم، چه تعریفی از تئاتر اردبیل وجود خواهد داشت؟

ج: هیچ. اگر همین الان هنرمندان تئاتر تصمیم بگیرند که پنج سال کار نکنند، کسی از آنها نخواهد پرسید که چرا کار نمی کنند. باید تشکیلات و سیستم قدرتمندی باشد تا این هنر مقدس و مادر هنرها، وارد زندگی مردم شود. البته در مقاطع گوناگون گاهاً بعضی مدیران دلسوز بوده اند که حمایت نموده اند ولی این حمایت ها همواره سیستماتیک نبوده است. پس هنرمند تئاتر ،خودش است که در عرصه ظاهر می شود و پله ها را بالا می رود. او برای اینکه خودش را به جشنواره های ملی برساند، مجبور است خانه اش را تبدیل به کارگاه بکند. وسایل خانه من با چسب آشنا هستند. چون از بس جا نبوده مجبور شده ام در خانه عروسکها را بسازم. من و دوستانم همیشه خون دل خورده ایم و با وجود این از صمیم دل با هم همکاری کرده ایم تا بتوانیم در عرصه های بین المللی حضور داشته باشیم.

س: امسال قبل از برگزاری جشنواره استانی، اختلافی بین مسئولین نمایش استان به وجود آمده بود. آیا این مسئله دلیل رکودی بود که در جشنواره شاهد بودیم یا اتفاقات دیگری افتاده بود؟

ج: قبل از جشنواره استانی تصمیماتی در انجمن نمایش گرفته شده بود مبنی بر برگزار نشدن جشنواره استانی. در همین حین با ابتکار انجمن نمایش و با حمایت آقای ابراهیم پور جشنواره غیربخش نامه ای "سی پرده عشق" برگزار شد. هنرمند نیاز به تشویق و حمایت دارد و جشنواره ها این کار را انجام می دهند. و چون جشنواره استانی و منطقه ای منتهی می شود به جشنواره فجر  و از طرف دیگر وقتی هنرمند می بیند برای اجرای شهری سالن در اختیارش نمی گذارند و پول نمی دهند، به سمت جشنواره ها کشیده می شود و "جشنواره ای" می شود. مخاطبان این گونه نمایش هم یا خود اهالی نمایش هستند و یا مخاطبان خیلی خاص. طیف عموم هیچ وقت از این اتفاق بهره مند نشده اند و در واقع تئاتر خلاصه شده در "تئاتر چند روزه". در واقع این هنر شکل می گیرد برای چند نفر. یعنی داورها. و در نهایت مخاطبان اصلی خود را از دست می دهد. البته قرار بر این شده است تا هر کس برای اجرای نماشش پول می گیرد، موظف است چند روز اجرای عمومی داشته باشد. ان شاا... با قدم هایی که برداشته می شود به زودی شاهد این خواهیم بود که سالنهایمان دائماً پر باشند. به شرطی که مسئولین و متولیان اصلی هنر به این مهم توجه کنند تا تئاتر بی سرپرست نماند.

س: مخاطبان تئاتر عروسکی چه کسانی هستند؟

ج: زمانی بود که اطرافیانم تصور می کردند تئاتر عروسکی برای کودکان است. بعدها فهمیدم که این تصور یک تصور حتی جهانی می باشد. دقتی ریشه یابی کردم فهمیدم دلیل این امر این است که متولی اصلی تئاتر عروسکی، حتی در دوران قبل از انقلاب، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بوده است و ساختار اینها به گونه ای بوده که بیشتر ارائه شان از تئاتر عروسکی برای کودک و نوجوان بوده است.نباید فراموش کنیم که تئاتر عروسکی بستر خوبی است برای ارائه تئاتر کودک. ولی تئاتر عروسکی در تئاتر کودک خلاصه نمی شود. در تئاتر عروسکی فلسفی ترین، سیاسی ترین،  اجتماعی ترین و عرفانی ترین مباحث را می توان مطرح کرد. کارهایی که تئاتر انسانی نمی تواند انجام دهد، تئاتر عروسکی انجام می دهد.

س: به نظر کم کم تعداد هنرمندانی که وارد عرصه تئاتر عروسکی می شوند زیاد می شود. خود شما این اتفاق را چگونه ارزیابی می کنید؟

ج: من گفته ام  اگر کسی تئاتر عروسکی کار کند، حتی در یک روستای دور افتاده،  سر صحنه می روم و اگر کمکی از دستم بربیاید انجام می دهم.حتی دست او را هم می بوسم. چون تئاتر عروسکی زمان و هزینه زیادی می خواهد و شهر ما هم متخصصانی در این زمینه نداریم. هر کس تئاتر عروسکی کار کند در واقع به جهاد هنری دست زده است. از طرف دیگر دوست دارم چند نفر به صورت جدی وارد عرصه شوند تا برای خودم رقیب داشته باشم.اتفاق افتاده خودم رقیب خودم شده ام و یا دوستان دیگری در سایر استانها پیدا کرده ام تا با انها رقابت کنم. ولی فکر می کنم دیگر از اینکه خودم برای تئاتر عروسکی اقدام کنم گذشته است. حالا کم کم دارم به بسترسازی در این عرصه فکر می کنم. در گروه خودم هم افراد را بعضاً مجبور به کارگردانی می کنم. به قول شما کم کم روشنایی هایی پیدا می شود که به سوی تئاتر عروسکی بیایند.

س: به غیر از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گروه دیگری در تئاتر عروسکی فعالیت دارند؟

ج: در اردبیل ده گروه وجود دارد که اگر بخواهیم خوشبینانه نگاه کنیم تنها پنج تا از اینها فعال هستند و از بین این پنج گروه هم تنها گروه تئاتر عروسکی گروه ما است. در کانون هم به خاطر وظیفه ای که دارند، کار می کنند وگرنه اگر وظیفه نبود نمی شد آنها را علاقه مند به تئاتر دانست. اگر هم فرض کنیم که انها کار می کنند، باز مخاطبانشان کودکان نیستند بلکه اعضای خودشانند. خود برای خود کار می کنند. و اجراهای عمومی ندارند.

س: از کارهایی که در حال حاضر برای صدا و سیما انجام می دهید بگویید.

ج: دو سریال عروسکی کار کرده ایم که هر دو 36 قسمتی است. یکی "روزهای قشنگ" نام دارد و دیگری "یکی نبود". این اتفاق خوبی است که تلوزیون به سمت کارهای عروسکی می رود. از آنجا که آینده در دست کودکان است، باید خیل عظیم سرمایه گذاری ما بر روی آنها باشد. من به عنوان شهروند از مسئولین و دوستان هنرمند خودم خواهش دارم تا این هنر را عمومی تر کنند و درها را برای تماشای کودکان باز نمایند. هویت یک شهر در هنر آن است و تئاتر هنری است که نفس به نفس اتفاق می افتد و انسان به انسان.

س: حرف آخرتان با مسئولین و مخاطبان و هنرمندان؟

ج: یک هنرمند از سوی پروردگار مامور است. و وقتی کارش را پیامبرگونه انجام می دهد نباید چشم به دست هیچ مسئولی داشته باشد. هر پیامبری کلی سختی کشیده  و برای خودش پیرو پیدا کرده. هنرمند قرار است رسالتش را انجام دهد و انجام هم می دهد. پس مسئول نمی خواهد. برای هنرمند جا و مکان و نهاد و شخص مهم نیست. من در سال 69 به همراه اتابک نادری در دومین فستیوال بین المللی عروسکی پذیرفته شده بودیم. در حالی که از دو گروه منتخب از کل شهرستانها یکیشان ما بودیم، برایمان مکان تمرین نمی دادند و ما توی پارک تمرین می کردیم. با وجود حمایت نشدن از سوی مسئولین ان دوره، به لطف پروردگار ماموریتمان را انجام دادیم. به هر حال من انسان امیدواری هستم و امید دارم این مشکلات حل خواهد شد. هر هنرمندی هموار کننده راه برای نسل بعدی است ولی خدا کند از این به بعد مسئولین هم این کار را انجام دهند تا اصلی ترین صاحب تئاتر، یعنی مردم هم از آن بهره ببرند.

 

 

اسفند 89/ اردبیل