مجموعه داستان امروز شنبه

 از سینه به سینه نقل شدن خسته ایم!

 نگاهی کوتاه به مجموعه داستان "امروز شنبه" نوشته یوسف انصاری

انتشارات افراز/1390

 

"امروز شنبه" نوشته یوسف انصاری، نویسنده تبریزی ساکن تهران است. این کتاب اولین مجموعه این نویسنده است که دربرگیرنده هشت داستان کوتاه می باشد. نویسنده در این مجموعه دست روی باورهای اجتماعی و گاهاً بومی گذاشته و آنها را در یک زبان داستانی به مخاطب ارائه کرده است. برخی از داستانها مانند "احساسی که فقط یک آرایشگر می تواند تجربه کند"، که به نظرم بهترین داستان این مجموعه است با ارزش گذاشتن به دید کلاسیکی،روایتی مدرن دارند و دغدغه اصلیشان فردیت است. همین ویژگی باعث شده است تا از مستقیم گویی دور شده و درون مخاطب نشانه گرفته شود.تا جایی که اشیا(مانند لیوان، آسانسور،دوربین مدار بسته، لباس و ...) جزئی از شخصیت شده و او را تصویرسازی می کنند. این ویژگی در برخی داستانهای دیگر("اسماعیل"، "امروز شنبه، فهمیدم ناصر، مردی که فکر می کردم نیست"، سگسار") نیز به چشم می خورد.

داستان "اسماعیل" که از لحاظ قصه بی شباهت به رمان "سمفونی مردگان" عباس معروفی نیست، نیز یکی از داستانهای خوب این مجموعه می باشد. در این داستان زبان، قویتر از داستانهای دیگر است. چینش کلمات هماهنگ با روایت عمل کرده، و داستانی با یک چارچوب محکم ارائه شده است. داستان در پایان، کار خودش را کرده و ضربه نهایی را چنان ضریف می زند که مخاطب نمیداند تیر را از کجا خورده است! این پایان بندی های ساده و در عین حال عمیق(که هم پایان باز هستند و هم پایان بسته! و از هرگونه اتفاقات بزرگ دورند) یکی از ویژگی های نگارشی یوسف انصاری است چرا که می شود دراکثر داستانهای این مجموعه مشاهده کرد.حتی در همه داستانها

نویسنده از زاویه دیدهای مختلفی به قصه گویی پرداخته است و اگر در انتخاب این ویزورها دقت کنیم توانایی یوسف انصاری را در هماهنگی بیان و انتخاب می بینیم. مثللاً "عروسی" که یک داستان اجتماعی است و این جامعه است که فرد را به تصویر می کشد،مستلزم یک نگاه همگانی است. برای همین از زاویه دید "ما" استفاده شده است. یا مثلاً "امروز شنبه، فهمیدم ناصر، مردی که فکر می کردم نیست" به شیوه نامه نگاری نوشته شده است چرا که شخصیت نمی تواند به روش گفتار از خودش دفاع کند. مجال این کار برای او نیست. تنها از راه نوشتن است که می تواند حرف بزند و دلایل خود را ارائه دهد (کاری که شخصیتهای نویسنده هم انجام می دهند!). پس نویسنده برای اینکه از کاراکتری که ساخته است دفاع کند و او را از مقصر بودن در مرگ همسرش معاف نماید، از نامه نگاری استفاده کرده است.

هرچند در هشت داستان این مجموعه داستانی مثل "کله گنجشک" هم که نسبت به هفت داستان دیگر ضعیف عمل کرده است، وجود دارد، اما بعنوان اولین مجموعه این نویسنده جوان، مخاطب با داستانهایی روبرو میشود که می تواند لذت ببرد.

"نوشتن برای من شفاست. امروز در بیست و هفت سالگی این مفهوم را تا بن دندان درک می کنم":یوسف انصاری/قسمتی از نوشته پشت جلد

 

لیلا نوروزی

(این مطلب در شماره 29 نشریه شمالغرب "سارای" چاپ شده است)