تولد در اتاق تنهایی به وقت یازده مهر!

امشب تولدمه.همون طور که تو عکس میبینید کلی مهمون دارم.یه تعداد دیگه از مهمونا نتونستن بیان و اس ام اس دادن و معذرت خواستن.مثل جان وین و نیکول کیدمن و بوکوفسکی و مخصوصن جرج کلونی عزیز دلم.الان که من اینا رو مینویسم شهرام شبپره (!)صدام میزنه که رفیق بیا با من بخون.میگم وایستا الان میام.شهرام میخونه و برو بچ می رقصن.رقص نور هم داریم:سبز قرمز آبی!یک کیکه گنده سفارش  دادیم و گفتیم همه دیوارا رو از دنیا بردارن که ما راحت بتونیم جیغ و داد راه بندازیم.به پیشنهاد گابریل مارکز محافظه کارا رو بستیم به درخت تو حیاط تا زیر برف و بارون و آفتاب ریشه کن بشن.بعد من به خودم کتاب سال های سگی رو هدیه دادم.میدونم چه قدر کتاب خوبیه.جاگوار رو خیلی دوست دارم.تصمیم دارم امشب ببوسمش.تا یه ساعت دیگه هدیه بعدیم رو میخام رو کنم.فعلن به کسی نگین که هدیه بعدیم فیلم نیکه شب در پاریسه.اووووووووووووف،خدا.شاهکاره.امشب میخاهیم همگی با برو بچ بریم پاریس دهه بیست و همینگوی رو ببینم و بنوشیم و خوش بگذرونیم."خوشگلو با کلاسه...بچه لاس وگاسه"...  .هدیه بعدی داستانم هست"تپه کندوان".که بالاخره پایان یافت این قصه ی غمگین...اما هدیه اخرم این شعره که تقدیمش می کنم به خودم و چشم های ایفل دار گیل:

 

ساعت به وقت چشم های تو بود

که گلوله رسید:

"آخرین خیال ات را بباف رفیق!"

فکر کردیم "باید در "1920 پاریس"به دنیا می آمدیم.

اتومبیلی در شبهای خیالمان سایه انداخت

ما سوار شدیم و برای کلاهِ گلوله هفت تیر کشیدیم

گلوله به تنت پناه برده بود

مست عطر سوراخی بودیم که تو صدایش میزدی آزادی...

حالا به "1920 پاریس"آمده ایم.

همه چیز خوب است

آنقدر خوب که تا نیمه شب دنبال تو بگردیم

آنقدر بگردیم

که نباشی

آنقدر نباشی

که اتومبیلی سایه بیندازد

آنقدر سایه بیندازد

که گلوله را رفیق صدا بزنیم!

 

آپلود عکس , آپلود رایگان عکس , آپلود تصویر , آپلود فایل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا

   + لیلا نوروزی - ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩۱