نگاهی به مستند شیروان دره

 

نویسنده،تصویربردار و کارگردان:بهزاد مولود

"شیروان دره" یکی از زیباترین دره ها ییست که با ویژگیهای منحصر به فردش در شمالغرب ایران و در محدوده ی مشگین شهر واقع است.با عبور از شهر لاهرود و از طریق جاده ارتباطی آب گرم شابیل، امکان دسترسی به آن فراهم می شود. شیروان دره 34 یکلومتر طول داشته و جاذبه های فرهنگی و تاریخی بسیاری را در دل خود جای داده است.ویژگی قابل توجه این دره، بکر و طبیعی بودن آثار موجود آن است. چرا که هر کدام از این آثار در فرایند شکل گیری زمین از میلیون ها سال قبل پایه ریزی شده و عوامل مختلفی نظیر فرسایش،در شکل دهی آن موثر بوده اند. در مورد نام شیروان، افسانه ای رایج است.مردم منطقه بر این باورند که «شیروان » دختری بوده که چون به وصال عشق خویش نرسیده، خود را از بالای بلندی به دره افکنده است؛ گویی اینجا تندیس ها هر کدام نقشی ست از شیروان...

 


«شیروان دره » فیلمی است مستند از طبیعت و ساکنین این دره که به تصویر و روایت افسانه ها،پوشش گیاهی و جانوری،نوع امرار معاش و سنت های رایج بین اهالی،پرداخته است.فیلم در ابتدا،با استفاده از نماهای معرف(establishing shot)سعی نموده است تا مخاطب را با جغرافیای منطقه آشنا کند.اساس کاربرد قاب بندی های دور به این دلیل است تا کارگردان بتواند مخاطب را در نگاه اول به اثر خود جذب کند.و این شگردی است که قدرت کارگردانی را نشان می دهد. "شیروان دره " نیز از این مورد بی بهره نبوده است.هرچند در ابتدا شاهد عنصری هستیم که در طول فیلم تکرار می شود و به نوعی می توان گفت که هم کارکردی نمادین دارد و هم به فیلم فرمی انتزاعی بخشیده است و به عنوان موتیف صحنه ها را از هم جدا می کند تا با استفاده از ریتم و جهت حرکتی که ایجاد می کند،باعث ایجاد ارتباط بین اجزای دیگر شود: "لاک پشت "... . لاک پشت را به خاطر طول عمر درازی که دارد می توان نمادی از تاریخ تصور کرد.تصویری که از دوران کودکی در ذهنمان از لاک پشت ثبت شده است،نقش قصه گوی کارتون هایی ست که به نوعی می خواسته اند ما را از گذشته مطلع سازند.در این فیلم نیز،عنصر و نمادی ست از تاریخ سرزمینی که قرار است روایت شود.منتها از آنجا که نیاز به روایت سریع این تاریخ است،زمان،با تصاویری از لاک پشت القا می شود: »نمایی از حرکت لاک پشت و به دنبال آن کوچ عشایر در دقیقه 8 فیلم ». البته ناگفته نماند چادری که شاهد برپا شدنش توسط عشایر هستیم نیز،بی تفاوت به لاک این موجود نیست!از سوی دیگر می توان در این فیلم نیز همان نقش قصه گو را به لاک پشت اختصاص داد: راوی که به صورت گفتار الحاقی در فیلم صحبت می کند،همان لاک پشت است.دلیل این استنباط را در پایان دقیقه بیست و ششم فیلم می توان دید: «روایت که تمام می شود،مخاطب دور شدن لاک پشت را تماشا می کند. »

 

فیلم از نمایش طبیعت شروع میشود و برگشتن عشایر به منطقه و برپایی چادر و نحوه امرار معاش اهالی را نشان میدهد.وارد سنت و عقاید ساکنین شده،و تصاویری از غارها و،پرنده ها و جانوران دیگری که در منطقه یافت میشود،ارائه می دهد و ... . همان طور که گفته شد «شیروان دره » کی فیلم در قالب مستند است.کارگردان در این قالب،نشان دهنده است و نمی تواند دخل و تصرفی در ایدئولوژی فضا داشته باشد.برای همین،این نوع فیلم ها بیشتر از لحاظ فنی در هنر سینما بررسی میشوند. استفاده از تکن کی هایی که فیلم را از راوی خالی بودن درآورده و به آن رنگ و بوی «سینما » میدهد، «شیروان دره » را به کی مستند هنری تبدیل کرده است.مثلا در قسمت هایی از فیلمشاهد فرم تداعی گری (associational form) هستیمکه کارگردان به منظور هدایت بیننده به هدفش از پلانی خاص،یا برای ایجاد حرکت موضوعی از آنها استفاده کرده است: دیزالو از نمای عقاب به نمای سنگی که تداعی گر عقاب است در دقیقه ی یک فیلم. یا سه نمای : سگ،سگ مرده و تخته سنگی که شبیه سگ است در دقیقه ی هفده.

در قسمتهایی دیگر شاهدیم که فیلمساز برای القای مفهوم مورد نظر خود،از مونتاژ فکری(intellectual montage)بهره جسته است.با قرار دادن تصاویری که به تنهایی مفهومی متفاوت میرسانند،در کنار هم، تصویری تازه می سازد:شکار،سر فرو بردن لاک پشت به لاک خود،امرار معاش ساکنین،درِ قفل خورده سازمان محیط بانی منطقه،تصویری از زیبایی عقاب،فرار خرس ها از ترس شکارچیان در کی طبیعت دست نخورده و بکر،جسدهای خونی خرس و روباه پیکره خشک شده جانوران در موزه ی حیات وحش و... .

ژیگا ورتوف،کارگردان فیلم مستند «مردی با دوربین فیلمبرداری »، فیلمساز را مترادف کی چشم می داند که نماهای مختلف را جمع و آنها را به صورتی خلاقانه به هم مرتبط می کند.حال درست است که در فیلم مستند،دوربین به ثبت حقایق می پردازد،ولی مانند هر فیلمی،این کارگردان است که باید مواد اولیه خود را انتخاب و سازماندهی کند. پس این فیلمساز است که موضوع و رویدادها را انتخاب می کند.او اگرچه به آنچه در مقابل دوربین اتفاق می افتد، کنترل چندانی ندارد،ولی با انتخاب اینکه کدام بخش به دنبال بخش دیگر قرار گیرد،ساختار فیلم را کنترل می کند.آقای مولود با ترکیب چند فرم در «شیروان دره » خواسته است تا نماها به صورت دست چین به بیننده ارائه شود.این مساله تائید این امر است که دست چین ها مانعی ست تا فیلم ثبت تمام و کمال واقعیت باشند.پس این قابلیت در فیلم مستند نیز وجود دارد که علاوه بر دست داشتن در فرم،موضوع هایی که نشان داده می شوند نیز بتوانند تجربه های مخاطب را تحت تاثیر قرار بدهند. "شیروان دره" در ایجاد این کنش،نتوانسته است از قابلیت های چند فرمگی اش بهره لازم را ببرد تا بیننده علاوه بر حضور داشتن در واقعیت فضا،به کشف مفهومی تازه دست پیدا کند.این کشف می تواند همان قصد اصلی کارگردان باشد که سعی نموده است از طریق عناصر تداعی کننده و انتزاعی یا نمادهای منتخب، آن را در فیلم اش جای دهد و یکپارچگی موضوعی و فرمی به آن بدهد.

 

لیلا نوروزی

   + لیلا نوروزی - ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٢