کافه های خوب شهر ما!

 

برای رسیدن به سواد و داشن هنری،حضور در جمع و تبادل اندیشه و افکار قطعاً راهی ست که می تواند راه گشای بسیاری از ایده های نو گردد. و وجود فضا یا ایجاد آن لازمه ایست برای دست یافتن به این امر.خوشبختانه در یک سال اخیر شاهد ایجاد کافه های هنری در اردبیل بوده ایم.کافه هایی که صاحبان آنها،خود نیز از اهالی هنر یا دوست داران آن به حساب می آیند و هر کدام گوشه ای از شهر اردبیل با ایجاد فضایی که دارای میزانسنی هنری ست،سعی در ارتباط جمعی اهالی هنر داشته اند.این اهالی  در سالهای گذشته همیشه جای خالی چنین میز گردهایی را در اردبیل حس می کردند.کافه ها قبلاً کافه هایی عمومی بودند و اگر کافه ای هم مختص به دوستان هنر دوست ایجاد میشد،فضا و معماری اش بدون ذوق هنری و بیشتر در راستای اهداف تجاری می بود.اما خوشبختانه در این یک سال این دیدگاه شکست و کافه هایی چون کافه هنر،کافه دی،بوم و ... در جغرافیایی از اردبیل که جاهای دنجی نیز به حساب می آیند به وجود آمدند.حالا ما در شهرمان فقط برای صرف قهوه و چای و بستنی و گپ های دوستانه نیست که دلمان برای کلمه "کافی شاپ" تنگ می شود.این کافه ها هر کدام خود کتابخانه ای دارند که هرچند هم آدم کتاب خوانی نباشیم،به وقت انتظار پشت میزها سرکی به کتابهایی که بیشترشان را مشتری ها به یادگاری هدیه داده اند می زنیم و شده به اندازه دو صفحه آنها را ورق زده و دو کلمه،دو اسم،دو اتفاق به چشممان می خورد تا فردا اگر کسی ازمان پرسید آخرین بار کی کتاب خوانده ای،نگوییم نه سال پیش.این از بالا رفتن زمان مطالعه! اما قضیه فقط کتاب نیست. بعضاً شاهد برپایی گالری های نقاشی نیز هستیم.یعنی آثار تجسمی هنرمندان جوان شهرمان دیگر فقط برای قاب زدن به دیوار خانه خودشان نیست.آنها آثار خود را می توانند در این گالری ها به نمایش بگذارند.بدون آنکه مجبور باشند برای ایجاد نمایشگاه نوبت بگیرند.عکس ها هم همین طور. یک کار خوب دیگری که کافه دی دست به آن زده و به زودی در دیگر کافه ها هم شاهد خواهیم بود،برگذاری شبهای هنری ست.مثلاً شب داستان،شب شعر،شب گرافیک.در این اتفاق خوشایند،مهمانهایی دعوت می شوند و جلسه نقد یا صرفاً فقط جلسه خوانش برگذار میشود. و سعی بر این می گردد که دعوت شدگان همگی از یک طیف فکری باشند و تبادل افکار در حوزه مورد بحث آن شب انجام شود.برگذاری نمایشنامه خوانی نیز یکی دیگر از کارهای خوب کافه های ماست!البته در این میان شاید جای هنرهای موسیقی و فیلم خالی باشد. که امید می رود در جلسات آینده با یک تدبیر خوب پای این دو هنر والا را هم به این جمع باز کرد.

قَهوه، محرک، نوشیدنی، گرمسیر

 

همه اینها به کنار!این کافه های یک ساله پیوند عجیبی با طبیعت دارند.خوشبختانه دیگر از تزئینات مصنوعی و زرق و برق دار و کف پوش های آنچنانی خبری نیست.دیوارها و میزها و صندلی ها و حتا تابلوها همه نمادهایی از طبیعت هستند که می توانند به مشتری برای ساعتی هم که شده احساس دوری از زندگی شهرنشینی و دود و ترافیک و حضور در دل یک درخت را بدهند!یعنی کافه هایمان قبل از خانه هایمان دارند سمت معماری پایدار میروند.

 امیدواریم که این فضای فرهنگی بتواند پله ای برای پیشبرد هنر شهرمان گردد.

   + لیلا نوروزی - ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳