مجموعه داستان کیوسک

نوشتن سرنوشت من است

لیلا نوروزی: مجموعه داستان کیوسک، برای من حاصل یک دهه نوشتن است. آغازی که در آن، شوق و شور پانزده سالگی همراه بود با تصمیم برای کلمه‌ی مقدس «داستان». هر چند از‌‌ همان آغاز می‌شد فهمید که قضیه به راحتی یک تصمیم نیست و باید جان داد تا خلق کرد و سر داد برای حفظ کلمه...
این مجموعه در بردارنده هشت داستان کوتاه با مضامین و شخصیت‌های مختلف هست که با تکرار شخصیت‌ها در متن یکی و پس زمینه دیگری، ارتباطی زنجیروار بین آن‌ها برقرار شده است (فرنگیس، سیاوش، مادام، آقا اسماعیل، گلناز و...) و سعی شده است بدون هیچ گونه حاشیه‌پردازی و جناح گیری، تنها به اصل «داستان بودن» تاکید شود. چرا که تنها مساله مهم برای کسی که داستان می‌نویسد، ذات خود این کلمه است. شخصیت‌ها همه ساخته و پرداخته قلم بوده و تمام دیالوگ‌ها مستلزم این شخصیت‌ها و فضایی ست که خلق شده: یک جامعه با انواع و اقسام دیدگاه‌ها، نگرش‌ها و طرز برخوردهایی که از دید قلم دور نمی‌ماند...
من هم مثل هر نویسنده دیگری دوست داشتم کودکم به صورت کاغذی چاپ شود. شاید به این دلیل روشن که از‌‌ همان هفت سالگی معصوم که نوشتن را یاد گرفته‌ام، مثل همه دوستانم از بوی کاغذ لذت برده‌ام. حالا هم از صمیم دل می‌خواستم که این کودک کاغذی را بغل کنم و بگویم «این فرزند دلبند من است». قرارداد را هم با نشر محترم نیماژ بستم. و در انتظار... اما متاسفانه در مرحله اول کسب مجوز، دو تا از داستان‌ها حذف شد و داستان‌های دیگر هم اصلاحیه خوردند. و من با دو داستان جایگزین، دوباره برای مجوز اقدام کردم. این بار هم دو تا داستان دیگر حذف... حالا بعد از دو سال، از هشت تا داستان، فقط چهار داستان مجوز گرفته بودند، آن هم با اصلاحیه! به قول سمفونی مردگان: «یک سرِ مانده بر نیزه»... در ‌‌نهایت تصمیم بر این شد که قید بچه‌ی کاغذی بدون دست و پا و سر را بزنم، اما آن را سالم و در یک «دوشنبه» ی خوب به دنیا بیاورم! با وجود اینکه کتابِ این طوری خواندن سخت است و شاید به این دلیل که رقیبی برای انتشاراتی‌ها نباشد، تبلیغاتش هم خیلی کم است، اما دلم روشن است که مخاطبانش را می‌یابد...
و در ‌‌نهایت تشکر می‌کنم از کسانی که بی‌تعلق نوشتن را به من یاد داده‌اند و ممنونم از دوستانی که برای چاپ این کتاب چه به صورت کاغذی و چه اینترنتی زحمت کشیدند.

***

 

   + لیلا نوروزی - ٩:۳٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٥