سگهای پوشالی

برای نسیم و تمام چیزهای خوب:

 

 

گدار:دانستن اینکه می توانیم به نمایش رو کنیم دلداریمان میدهد از گرفتاریمان در زندگی. اما دانش به زندگی دلداریمان می دهد از این راستی که نمایش سایه ای بیش نیست.

straw dogs

 

 سگهای پوشالی فیلمی ست در ژانر همیشگی سام پکین پا: خشونت همراه با شاعرانگی.

فیلم روایت زن و مردی است که تازه وارد روستایی در انگلیس شده اند و در آنجا اقامت می کنند. مرد (با بازی داستین هافمن) مهاجری آمریکایی است و زن (سوزان جورج) یک انگلیسی است که با اهالی روستا به واسطه حضور سالهای قبلش در آنجا آشنایی دارد. داستین هافمن با ایفای نقش دیوید به عنوان یک ریاضیدان که تمام وقتش را صرف هنرش می کند، شخصیتی خلق می کند که تمام شخصیتهای دیگر فیلم در مقایسه با او معنی می یابند. دیوید به واسطه توجه نکردن به همسرش(امی) در نظر اهالی روستا شخصیتی ابله و به درد نخور جلوه می کند. او حتی در برابر شوخی های امی(سوزان جورج) یک حالت جدی دارد. ارتباط سرد این دو از یک طرف، و جذابیت امی از سوی دیگر باعث می شود که مردهای روستا توجه خاصی به او داشته باشند. امی هم برای برانگیختن حسادت شوهرش دست به تحریک آنها می زند. در اینجا نگاه مخصوص سام پکین پا به زن جلوه می کند. او در آثارش زن را پست تر از جنس دیگر نشان می دهد و ماهیتش را تنها در جنسیت انها می بیند. در صحنه ای که امی به واسطه رفتار و تحریکات خودش مورد تجاوز یکی از اهالی روستا قرار می گیرد، این انزجار از زن به مخاطب نیز القا می شود. بخصوص وقتی که امی را راغب به این عمل می بینیم، دید پکین پایی به خوبی خود را بروز می دهد. اما ایجاد این صحنه بدون پیش زمینه نیست. چرا که پکین پا با ساختن کاراکتر خونسرد و ساکن دیوید که در تضاد با روحیه ی شاد و در تلاطم امی است دلیل این اتفاقات را به مخاطب ارائه می دهد و تصمیم گیری را به عهده او می گذارد. شاید بهترین تصویر در نشان دادن این قضیه فضای آرام خانه ی امی و دیوید در مقابل خانه ای است که در کنار خانه انها ساخته می شود و کارگران آن جوانهای پر شور و شری هستند که امی را زیر نظر دارند و دیوید را مورد تمسخر قرار می دهند.

اما به یکباره همه چیز عوض می شود.بعد از پردازش شخصیت دیوید حالا نوبت آن است که این شخصیت وضعیت یکنواخت موجود را تغییر دهد.او برای نجات یکی از اهالی روستا که دختری را به طور غیر عمد کشته است در برابر بقیه اهالی می ایستد:

صدای آواز زن خواننده، درگیری اهالی در جشن، شمع های روشنی که در دست کودکان سیاه پوش است، معاشقه بین دختر و پسر که از جشن خارج شده اند، ناراحتی امی از خیانت به شوهرش ،قیافه ابلهانه دیوید که بی خبر از اوضاع زنش را همراهی می کند، کشته شدن دختر که معاشقه می کرد توسط پسر همراه او و نماهی متعدد دیگر باعث ایجاد ابهام و تعلیق در مخاطب و اهالی روستا می شود. حالا دیگر اوضاع بر وفق مراد آنها نیست و نوبت دیوید است که خودی نشان دهد. بنابراین از وضعیت استفاده کرده و قاتل را در خانه اش پناه می دهد. فضای بسته ای که پکین پا شخصیتهایش را در ان قرار می دهد خشونت و تضاد فکری افراد را بیشتر نشان می دهد. حالا شخصیتها در یک فضای بسته و کوچک به جنگ با یکدیگر می پردازند.  این جدال فرصتی است تا دیوید خشونت موجود در درونش را ثابت کند. سام پکین پا با چنان خشونتی دیوید را تبدیل به یک جنایتکار می کند که دیگر هیچ مخاطبی نمی تواند بگوید "دیوید یک آدم بی عرضه است"!

در پایان همه آنهایی که به خانه ی دیوید یورش برده بودند توسط او کشته می شوند. سام پکین پا بعد از به تصویر کشیدن روحیه ی خشن و جنایتکار شخصیتی که در ابتدا معصوم و ترسو بود ، دوباره او را به همان حالت اول برمی گرداند. با این تفاوت که یکی از شیشه های عینک دیوید شکسته است و او با همان عینک در حالی که امی با سر و صورت خونی در بین مرده ها می ماند، قاتل را با خودش می برد و لبخند رضایتی هم بر لب دارد!

شروع فیلم گویای تمام داستان است: ابتدا از زاویه بالا می بینم که چند بچه به دور یک سگ می چرخند. زاویه دید از بالا که از نمای دور هم دیده می شود خود یک بی تفاوتی به وضعیت است. اینکه که یک جمع به دور موجود دیگری که ارزش پایین تری دارد می چرخند و البته حالت تحقیری که این زاویه ایجاد می کند خود نشان از بی اهمیتی و عادی بودن موضوع است. زاویه عوض شده و ما از پایین پسر بچه ای را می بینیم که در یک محوطه تاریخی بر تخته سنگی نشسته و افراد کوچکتر از او به دورش می چرخند. اکنون دیگر حس تحقیر نسبت به شخصیتها در مخاطب ایجاد نمی شود. بلکه نوعی فرمانبرداری و  ترس از شخصیتی که به دورش می چرخند بوجود می آید. سام پکین پا در "صلیب آهنین" و "این گروه خشن" نیز از کودکان به عنوان نماد استفاده کرده است. او آنها را مقلد کارهای بزرگترها می داند. هر چند در صلیب آهنین این تقلید یک تقلید فداکارانه نسبت به وطن است اما در سگهای پوشالی همان گونه که برای  افراد بزرگتر فردیت مهم تر است، در کودکان نیز آن معصومیت همیشگی از بین می رود و وجود انها در خدمت داستان فیلم قرار می گیرد.

سگهای پوشالی فیلمی است که در سکوت اتفاق می افتد. هیچ صحنه ای پیش بینی صحنه ی دیگر نیست. برشی کوتاه و داغ  از زندگی زوجی با رابطه ای سرد!

 

   + لیلا نوروزی - ٤:۱٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩