"ملک سلیمان" پلی بین کدام نوع سینما؟

 تارکوفسکی: "از آن نوع فیلم های تاریخی که ربطی به زمان حال ندارند سر در نمی آورم. برای من مهمترین چیز استفاده از مصالح تاریخی برای بیان ایده ها و خلق شخصیتهای معاصر است".

 

البته که باید خوشحال باشیم بابت توجهی که به وسیله فیلم "ملک سلیمان" به هنر سینما شده است و از تلاش های مادی و معنوی مسئولان تشکر نموده و خواهان لطف و کرمشان برای ادامه روند

سینمایی کشورمان هم در فیلم های دینی و هم دیگر فیلم ها باشیم.  اما نکته مهم این است که چرا فیلم "ملک سلیمان" با توجه به اینکه از جلوه های پیشرفته بصری، آن هم برای اولین بار در فیلم های ایرانی بهره برده، و از سوی دیگر با وجود نگرش دینی موجود در کشورمان و زمینه ای که موجب درک فضای بک گراند اینگونه فیلم ها می شود، فیلم چندان موفقی نیست. حداقل از لحاظ بصری. هر چند فروش خوب فیلم نشان از استقبال پرشور مردم دارد، اما یادآوری علت استقبال مخاطبان کافی است که فروش فیلم را دلیل بر موفق بودن ان از لحاظ روایت و تصویر ندانیم. اولاً بکارگیری هر تکنیکی برای اولین بار در هر فیلمی، موجب کنجکاوی همگان می شود و این خود راهی است برای کشاندن جمعیت به سینما تا هرچه زودتر از روی پرده ی عریض شاهد تصاویری باشند که تا پیش از این بر روی این پرده ندیده اند. دوم ژانر فیلم است و زاویه مذهبی ان که باعث می شود خانواده ها بدون دلشوره از دیدن و شنیدن تصاویر و کلمات ناهنجار به سینما بیایند و در کنار هم به تماشای فیلم بنشینند. باید متفاوت بودن را هم به این موارد اضافه کنیم. ولی نه تفاوت از لحاظ ارائه خوب فیلم. بلکه تفاوتی که از کلیشه ای بودن فیلم های امروزی به دست می آید. در واقع می توان http://www.iranax.ir/uploaded/pca06eee060ace709da261ede96196ba3b_21R7.jpgگفت که "ملک سلیمان" قسمتی از فروش خود را مدیون فیلم های بدی است که تماشاگر می بیند و نه خوب بودن خود. نمونه های معروف این کلیشه ها هم "خروس جنگی" و" کلاهی برای باران" و دوقلوهای پیشانی سفیدِ "اخراجی ها و افراطی ها"ست. دلیل دیگر باز هم برمی گردد به دینی بودن فیلم و حمایت و تبلیغی که به جهت رواج اندیشه های مذهبی از آن می شود. قسمت دیگر فروش را هم همان مخاطبان همیشگی سینما به عهده دارند که یا دسته منتقدان هستند یا دسته ای از مردمانی  که از بی حصولگی و بیکاری به اجبار(چون جای دیگری ندارند) به سینما پناه می برند و یا دسته ای که چون شلوغی جلوی در سینما را می بینند به هوای طعم لذیذ حلوا و خرمایی که توی خیالشان تو سالن سینما خیرات می دهند، پول می دهند و بلیط می گیرند و... . برای این دو دسته آخر فرقی نمی کند "ملک سلیمان" روی پرده باشد یا " یه جیب پر پول". پس نمی شود فروش خوب را دلیل بر موفق بودن فیلم دانست. البت بی انصافی خواهد بود اگر بگوییم "ملک سلیمان" فیلم بدی است. اگر مقایسه ای شود بین فیلم هایی که در ایران تولید می شود، خواهیم دید که حداقل چند پله نسبت به خیلی از فیلم ها جلوتر است. و حتی در بین فیلم های دینی نیز یک سر و گردن بالاتر است. چرا که حداقل از شعار دوری جسته و سعی در ارائه بی طرفانه داشته است و از سویی قدمی که در استفاده از جلوه های پیشرفته داشته، بر ارزش معنوی فیلم می افزاید و آن را جزو آثاری از تاریخ سینمای ایران می کند که پلی شده اند بین سینمای ساکن و سینمایی که می رود تا جهانی شود. و همین خود جای تقدیر دارد و موجب سرافرازی است. اما اگر مقایسه ای بین این فیلم و فیلم های خارجی که از لحاظ جلوه های بصری مخاطبان زیادی دارند، انجام شود چیزی که به ذهن می رسد تنها چند ادا و اطوار تصویری ست که نتوانسته است در جایگاه خود قرار گیرد و فی الواقع تقلیدی است که باعث ایجاد صحنه های فانتزی شده است. چیزی که شاید در فیلمی همچون "دزدان دریایی کارائیب" بخاطر ژانر و فضا و شخصیتها یک نکته مثبت باشد، ولی در یک فیلم دینی که با اعتقادات مردم یک جامعه و در موقعیتی وسیع با یک اعتقاد جهانی سر و کار دارد، پرواز کردن یک کشتی نباید به گونه ای باشد که حس تماشای صحنه ای از یک  انیمیشین به مخاطب دست دهد.شاید پرداختن به روایت و مد نظر بودن تطابق داستان حضرت سلیمان با انچه که در تاریخ دیده می شود و در نظر گرفتن ذهنیت مردم و از طرفی بسته بودن دست نویسنده و کارگردان در ایجاد تغییرات باعث شده است که در این قدمی که رو به جلو برداشته شده است و ناآشناست محافظه کاری شده و ترس از همین ناشناخته جلوی ریسک را گرفته باشد. در نتیجه چیزی که ما بنام جلوه های بصری در این فیلم شاهد هستیم چیزی جز همان ادا و اطوار نباشد.اما توجه شود که روایت نیز ضعیف عمل کرده و از انسجام برخوردار نیست.چون پراکندگی های روایی غیر سیستماتیک است مشخصه ای فرمال به چشم نمی آید تا از آن دفاع شود. فیلم همچنین فاقد میزانسن های به یاد ماندنی ست. هیچ کنشی به صحنه نمی آید و یا اگر آورده شود، مثل چیزی که از آن ترس داریم، زود از آن گذر کرده و بر لحظاتی که می توان از این کنش تصویر و حس خاصی خلق کرد مکث نشده است. این دو قطب روایت و جلوه های بصری در کشمکش با هم باعث شده اند که هر دو در یک سطح بمانند و هیچ کدام به قطب موفقی تبدیل نشود.

 

      

فیلم موسیقی قابل قبولی دارد که با کلیت فیلم هماهنگ است. اما ویژگی ممتاز "ملک سلیمان" در تصویربرداری آن است. تصاویری که در حرکت هستند. قاب بندی ها هم هنری هستند و هم اینکه انرژی موجود در هر قاب به بیننده نیز منتقل می شود و ما را یاد خاطره فیلم "ورود قطار به ایستگاه" برادران لومیر می اندازد. موقعیتهایی که برای دوربین انتخاب شده است بانی تفاوتهای تعیین کننده در قاب بندی تصویر است که موجب می شود ما رویداد فیلمبرداری شده را درک کنیم. ولی با اینحال جای تصاویری خالی ست که جنبه های خاصی از رویدادها را نشان دهد. و ما در طول فیلم فقط شاهد روایتی هستیم که در تاریخ بیان شده است و کارگردان نتوانسته است در کادرهای بسته و صمیمی ما را به درون رویداد ببرد. به همین جهت باید بگویم که این فیلم یک فیلم برون گرا و روایی ست. هرچند تصاویر داخل کادر این فیلم بسیار جالب است اما بدلیل منفعل بودن فضای بیرونی تصویر، داخل کادر نیز تحت تاثیر قرار گرفته و تصویربرداری فیلم را از موفقیتی صد در صدی بازداشته است.

نکته مهم دیگر بازیگران این فیلم می باشد که بنظر بزرگترین نقطه ضعف این فیلم است. حداقل از نظر مخاطبان ایرانی که با این بازیگران آشنایی دارند و از سوابق کاری و چهره های انها اگاه اند. کارگردان باید در نظر بگیرد که یک بازیگر جدا از اینکه در هر فیلم نقش متفاوتی را ایفا می کند، همچنان همان چهره را در بک گراند خود دارد و در ذهن تماشاگر نیز تصاویری از نقش های قبلی او موجود است. انتخاب بازیگرانی که همواره تیپ مشخصی از انسانها را ایفا کرده اند و شخصیتشان به نوعی به یک قرارداد تبدیل شده است، چندان جالب نیست. الهام حمیدی با بازی در فیلم "یوسف پیامبر" و شخصیتهای معصومی که در دیگر فیلم ها از او شاهد بودیم، بواسطه چهره اش، یکی از این بازیگران قراردادی است. چهره امین زندگانی نیز خود نشانی از پایبند بودن کارگردان در استفاده از چهره هایی لطیف و آرام و معصوم برای نقش پیامبران و امامان است. هر چند شاید اینها چندان جزو اختیارات کارگردانان نباشد، اما اگر کمی از این قرارداد روی برگردانده می شد ان وقت مخاطب می توانست با اشتیاق بیشتری به تماشای میمیک صورت کاراکترها بنشیند. و یا حتی اگر در گریم صورت شخصیتهای منفی فیلم، مثل همیشه اغراق نمی شد، این شخصیتها نیز از تاریخ دور و درازی که گذشت زمان موجب زشت شدن چهره آنها شده، جدا گشته و رو در رو با مخاطب به شرارت می پرداختند.چهره دیگر بازیگران نیز به کنار... .

 امیدوارم دو قسمت بعدی "ملک سلیمان" انقدر رو به جلو حرکت کند تا وقتی توی سینما می نشینیم دلی از عزا دربیاوریم و خوشحال باشیم از اینکه سینمای ما دارد حرفه ای می شود. یاد " دزدان دریایی کارائیب" نیفتیم  و نگاهی که حضرت سلیمان با برگرداندن سر به پشت به یکی از یاران بی وفایش می کند، تقلید از جانی دپ را در فیلم "دشمنان مردم" نپنداریم!

 

 

   + لیلا نوروزی - ٤:٢٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ دی ۱۳۸٩