مرتضی عقیلی

وودی آلن:" خیلی زود در زندگی متوجه می شوید به جای اینکه در قلب هزاران نفر باشید، در آپارتمان شخصی خودتان نشسته اید!"

توجه:"این پست زنگ تفریحی ست در اولین روزهای امتحانات"

- چند شعر ترکی از من در سایت آیالاما

 

 

(لیلا فروهر.مرتضی عقیلی)

اینکه چرا فیلم فارسی می بینم خودش دلیلی دارد که بماند. ولی نوشتن در مورد مرتضی عقیلی فقط بخاطر لذت بردن از فیلم هایی است که این شخص درشان سهمی داشته است. تا چند ماه پیش اصلن نمی شناختمش و اگر یکی می گفت که یارو فیلم فارسی می سازد و فیلم فارسی بازی می کند می گفتم فوق فوقش می خواهد بشود فردین.اولین کاری که ازش دیدم فیلم "قدغن" بود...


وودی آلن:" خیلی زود در زندگی متوجه می شوید به جای اینکه در قلب هزاران نفر باشید، در آپارتمان شخصی خودتان نشسته اید!"

 

 

(لیلا فروهر.مرتضی عقیلی)

اینکه چرا فیلم فارسی می بینم خودش دلیلی دارد که بماند. ولی نوشتن در مورد مرتضی عقیلی فقط بخاطر لذت بردن از فیلم هایی است که این شخص درشان سهمی داشته است. تا چند ماه پیش اصلن نمی شناختمش و اگر یکی می گفت که یارو فیلم فارسی می سازد و فیلم فارسی بازی می کند می گفتم فوق فوقش می خواهد بشود فردین.اولین کاری که ازش دیدم فیلم "قدغن" بود. محصول سال 57 و به کارگردانی علیرضا داوودنژاد. او در این فیلم به همراه داوود رشیدی در نقش مردی ظاهر می شود (امیر) که چیزی برای از دست دادن ندارند و دلخوشیهایی که به دست می آورند نیز از بین می رود (امیر عاشق دختری میشود و بعد می فهمد این دختر به پسر عبدالله(داوود رشیدی) علاقه مند است و...). یک فیلم رفیقانه است! گروهی که همه شان با هم دوستند بخاطر همدیگر دست به قتل می زنند و همیشه باید در فرار باشند. اگر کمی دست و دلبازی به خرج بدهیم و قضیه فیلم فارسی را کنار بگذاریم، فیلم را از نظر اتود داستانی میشود جزو دسته ی فیلمهایی مثل "این گروه خشن" سام پکین پا" و یا "خیابانهای جنوب شهر" اسکورسیزی و حتی فیلم "ضیافت" خودمان دانست.کمی هم شبیه "حکم". البته فقط از لحاظ اتود داستانی!(شاید شباهتهای دیگری هم داشته باشد). مرتضی عقیلی در این فیلم بازی خوبی ارائه داده است. اما بخاطر تعدد شخصیتها و  تقسیم شدن بار حسی فیلم بین این تعداد، خیلی به چشم نمی آید. تماشای این فیلم باعث شد تا وقتی اسم مرتضی عقیلی می آید حس بدی نداشته باشم( حسی که با شنیدن اسم بیشتر بازیگران فیلمهای ایران قدیم بهم دست میدهد). هر چند نباید پرداخت خوب فیلم و بازی دیگر بازیگرها را بر تاثیری که روی بازی عقیلی گذاشته است را نادیده گرفت.موسیقی فیلم هم جزو آن دسته از موسیقی های بومی است که با بافت و معماری فضا هماهنگ بوده و ساختار را محکم تر کرده است. واقعن فیلم خوبی است!

اما مرتضی عقلیلی قبل از "قدغن" با فیلم "کاکو بود که وارد دنیای حرفه ای بازیگری شد. قبل از سینما از سال 1341 توی دنیای نمایش بود. در سال 1350 با حضور در فیلم شاپور قریب و در کنار ناصر ملک مطیعی، نقش نوچه ی یک شخصیت زورگو را ایفا کرد.ناصر ملک مطیعی که بعد از تجربه های زیاد ایفای نقشهای لوطی و کلاه مخملی و جاهلی، در این فیلم نقش کاکو را بازی می کند، به نظر دیگر در این نقشها به پختگی رسیده است و دیگر خبری از آن نگاه های ناشیانه اش در فیلم "جیب بر خوشگله" نیست.قصه ی "کاکو" بی شباهت به داستان "داش آکل" صادق هدایت نیست.(در این باره که این دو به هم ربط داشته باشند یا نه هیچ اطلاعی ندارم.). مرتضی عقلی در کاکو فقط در حد یک نوچه ظاهر می شود. نقشش کوتاه است و اگر بعدها تبدیل به مرتضی عقیلی نمی شد احتمالن بخاطر این فیلم کسی برایش تره هم خرد نمی کرد.

فیلم "کاکو" را به خاطر جاهلی بودنش نمی توان  در پرونده ی هنری عقیلی بد دانست. چرا که این فیلم یک جاهلی خوب است! خبری از رقاصه و کاباره و صحنه های تو دل برو(!) نیست که نماهای تکراری اکثر فیلم فارسی ها بودند(فقط بخاطر جذب تماشاگر و ورشکست نشدن جناب تهیه کننده). شاپور قریب خواه ناخواه کلاه مخملیانه ای ساخته که زیاد از موج نوی چهل و هشتی ها دور نماند. یکی از دلایل دیگر خوب بودن این فیلم هم کادرهای معنی دار آن است. و دلیل دیگرش هم همین مرتضی عقیلی خودمان که شش سال بعد(1356) گلهای کاغذی را می سازد.

 در "تپلی"(1351) ساحته رضا میرلوحی و "شب آفتابی" (1356) ساخته سیروس الوند هم دو تا از بازیهای خوب عقیلی را می بینیم که با همان چشم هایش همچنان با مخاطب حرف میزند. شاید مهمترین ویژگی این بازیگر که در این دو فیلم هم به خوبی مشهود است میمیک صورت اوست و بازی های حسی اش که از این طریق ارائه می دهد. خوب بودنش به خاطر چهره زیبا و دلربایش نیست(چیزی که در آن دوران تهیه کننده ها به دنبالش بودند). چهره اش جذابیت سینمایی دارد!

و اما فیلمی که بنظرم یکی از بهترین های آن دوران است: "گلهای کاغذی". عقیلی در این فیلم هم نویسنده است. هم کارگردان. هم بازیگر.

-" بعضیا خودکشی می کنن چون بیشتر از ظرفیتشون درد دارن. بعضیام این کارو می کنن برای اینکه درد بی دردی دارن".(از دیالوگهای فیلم)

خلاصه "گلهای کاغذی":

((رسول(مرتضی عقیلی) که کارگر چاپخانه است، دفتر خاطرات دختری را می یابد. دختر نوشته است که با نامادری اش زندگی می کند و می خواهد خودکشی کند. صادق،دوست رسول که یک نویسنده است با نام رسول به دختر نامه می نویسد  و او را امیدوار می کند. رسول و دختر به هم علاقه مند می شوند. دختر برای مرتب کردن خانه رسول و صادق به خانه آنها می رود تا نامادری اش با دیدن وضع مرتب خانه انها شاید به ازدواج رضایت دهد. صادق عاشق دختر می شود اما عشقش را پنهان می کند. دختر بدون انکه بداند نویسنده نامه ها صادق بوده است با رسول که خودش را به شکل نویسنده در آورده است ازدواج می کند. صادق که نمی تواند تنهایی را تحمل کند در نامه ای می نویسد که که او نویسنده نامه ها بوده است. و خودکشی می کند.شب عروسی نامه به دست دختر میرسد. رسول و دختر با قدم هایی به سوی نامعلوم می روند....))

یک فیلم خوب! یک فیلم خوش ساخت است که یکی از معدود فیلم هایی است که در تاریخ سینمای قبل از انقلاب ایران به درون شخصیت ها پرداخته شده است. نه رقاصه ای هست. نه مرد جاهل. و نه بازیگر دلربا! مرتضی عقیلی جامعه ای را نشان داده است که مردم اش دچار فقر اند. اما نه فقر مالی. بلکه فقر احساسی و عاطفی. آنها در بدبختی خودشان به فکر بهبود زندگی دیگران نیز هستند و به هر چیزی چنگ می زنند تا از وضعیت موجود نجات یابند. گلهای کاغذی مانند دیگر فیلم های زمان خود پایان خوبی ندارد تا مخاطب را امیدوار کند. این فیلم زمانی تمام می شود که تکلیف شخصیتها معلوم نیست. عقیلی فیلمی را در سال 56 ساخته است که مرز جغرافیایی ندارد (هر چند که خیلی مستقیم گویی دارد و از نماد کمتر استفاده شده تا این تلخی ها نه به صورت دیالوگ، بلکه با فضاسازی و کنش و واکنشها نشان داده شود):

-"من، تو هر کدوم مسافر در به در ماشین قراضه ای هستیم که زندگیست. با مسافرانی کنار منو تو. سمج، آزاردهنده". (از دیالوگهای فیلم)

 او روحی را در فیلم گنجانده که مربوط به بشر است برای همین وقتی در سال 1390 به تماشای این فیلم می نشینیم، نمی توانیم بگوییم که گلهای کاغذی برای مخاطبان دهه 50 و 60 ایران ساخته شده است. نکته مثبت دیگر این فیلم نگاهی است که به زن شده است. زن در این فیلم همچون مرد دچار درگیری های درونی ست. ارزش شخصیت زن در نظر و اعتقاد شخصیتهای مرد، والاست.هر دو جنس پا به پای هم تحمل می کنند.

قبول که "گلهای کاغذی" خیلی تلخ است و این همه تلخی می تواند از ارزش هنری آن بکاهد، اما جدا از همه نقاط مثبتش، ریسکی که عقیلی دست به آن زده و این فیلم را ساخته است، نیز تحسین برانگیز است. نادیده نگیریم که این فیلم در چه زمانی ساخته شده است و بین کدام فیلم ها.در هر دوره ای، تعداد انگشت شماری پیدا می شوند که بر خلاف جهت آب حرکت کنند!

بیوگرافی مرتضی عقیلی

 

   + لیلا نوروزی - ۱:۱۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٠