گمیچی


گمیچی

کارگردان     مجید اسماعیلی

نویسنده       مجید اسماعیلی, امیرمحمد عبدی

تهیه‌کننده      جواد قلی زاده

تدوین         اسماعیل منصف

بازیگرها:مهدی مهاجری, مجید دریس, یوسف خداپرست, یوسف صفری بختیاری, حمیده مقدس زاده, فضیله مجلسی, شراره زندی

سال تولید     1395

قصه:نوجوانی به نام حسن قصد دارد کشتی به گل نشسته خانوادگی‌اش که روزی روزگاری عروس دریاچه بوده را برای روز تولد پدرش که تنها هفت روز تا آن مانده احیا کند اما در این میان برادر بزرگ‌ترش قصد می‌کند آهن‌ها و باقی مانده کشتی را به مالخری بفروشد و با مبلغ فروشش به آن‌طرف آب‌ها سفر کندو...


نگاه:

فیلم سینمایی "گمیچی" ساخته مجید اسماعیلی پارسا روایت خود را در بستر دریاچه ارومیه انتخاب کرده است. با یک موضوع بومی ولی به زبان فارسی که کارگردان خود انتخاب این زبان را بخاطر ایجاد ارتباط بهتر بین مخاطبان ایرانی با فیلم عنوان می کند.فیلم در بستر دریاچه خشک ارومیه روایت میشود، درباره کشتی به نمک نشسته ای ست که بعد از خشک شدن دریاچه، همچون دیگر کشتی هایی که در نمک گیر کرده اند، موقعیت خود را از دست داده و در حال فراموشی ست.شاید کشتی بانان دریاچه ارومیه همه با این موقعیت آشنایی داشته باشند. و حتا چندین بار زمزمه هایی درباره فروش کشتی ها به گوش رسید. زمانی این کشتی ها مسافران و گردشگران را جا به جا می کرد و وسیله ای بود برای ارتباط با جزایر، اما اکنون نمک به گونه ای آنها را احاطه کرده که توان ذره ای حرکت ندارند. و اگر کمی تصویر شاعرانه ی هولناکی به این قضیه اضافه کنیم، طوفانهای نمک را خواهیم دید که دامنه مضرات آن نه تنها به شهرهایی چون عجبشیر و آذرشهر و ارومیه و تبریز و ... می رسد، بلکه شاید در آینده ای نه چندان دور حتا ساکنان تهران هم مجبور به تخلیه شهر شوند. و همین اتفاق موضوع فیلم گمیچی ست.البته با زاویه ای داستانی و هنری و بدون هرگونه شعارزدگی.

"گمیچی" داستان این مشکلات است با رویکرد دریاچه ارومیه و هشدار نسبت به آینده. پسر نوجوانی با بازی بسیار خوب مهدی مهاجری به انتظار منجی در کشتی می ماند و سعی میکند از آن حفاظت کند. و از آن سو دوست آبادانی اش که می تواند گریز کارگردان به وضعیت هولناک خوزستان و ریزگردها و ... باشد، با او همراه میشود. جدا از قصه پردازی جذاب همراه با خلق لحظات دراماتیک که مخاطب را پای فیلم می نشاند، بازی درخشان دو بازیگر نوجوان و فیلمبرداری محمد فکوری سبب شده است تا مخاطب به وقت تماشای فیلم نه با یک فیلم با موضوع محیط زیست که برای نجات دریاچه و اهمیت آب شعار میدهد، بلکه با یک فیلم تماما داستانی روبرو شود که قوت خود را از هنر و سینما می گیرد و در لایه های زیرین به صورت غیر مستقیم به مخاطب هشدار می دهد....

تا چند سال پیش پرداخت به وضعیت دریاچه ارومیه یک مساله امنیتی بود و به سختی مجوز تصویربرداری در آن صادر میشد.اما در سه، چهار سال اخیر خوشبختانه چندین فیلم کوتاه و بلند داستانی و مستند با موضوع دریاچه ارومیه ساخته شد که هر کدام به نوعی سعی در اطلاع رسانی و نشان دادن وضعیت اسفناک و نگران کننده این دریاچه و مردمان ساکن اطراف آن داشته اند. اما گمیچی، در کنار گنجاندن داستانی فرای مرز در فیلم، از جغرافیای این دریاچه به اندازه نیاز فیلم استفاده کرده و این لوکیشین را در ذهن مخاطب ماندگار می کند. همین فیلم بود که دو سال پیش سبب شد لئوناردو دی کاپریو بعد از تماشایش آن پست معروف را در صفحه شخصی اش بگذارد و نظر جهانیان را نسبت به وضعیت دریاچه جلب کند. کاری که هیچ نهاد و سازمان و ... ای نتوانسته بود انجام دهد اما زبان سینما توانست این دیالوگ را بین مردم کشورهای مختلف برقرار کند.

اما سوال اساسی این اسات:پرداخت به عناصر بومی تا چه اندازه در این فیلم رعایت شده است؟در حالی که این فیلم در یک منطقه ترک نشین اتفاق می افتد، جز در قسمت ترانه خوانی و رقص هیچ المانی از زبان ترکی در آن نیست. شخصیتها به زبان فارسی و بدون هیچ لهجه ای حرف می زنند. در حالی شخصیتهای آبادانی فیلم با لهجه آبادانی صحبت می کنند. از سوی دیگر اگر با زندگی و معیشت ساکنان اطراف ارومیه آشنایی داشته باشیم نوع پوشش آنها نیز با فیلم فرق دارد. نوع پوشش شخصیت اصلی فیلم که پسر نوجوان ارومیه ایست بیشتر شبیه اهالی جنوب است که دلیلش دمای هواست. شاید اگر اینگونه نگاه کنیم که این فیلم در مورد آینده ی دریاچه است، نوع پوشش قابل قبول باشد. اما در زمان حال بخصوص در حالی که اهالی هنوز به احیای دریاچه امیدوارند، از منظر روانشناسی این اهالی هنوز نمی توانند طرز پوشش خود را به نوع پوشش مناطق خشک و کم آب تغییر دهند.


/ 0 نظر / 71 بازدید