به مرجان و "داش آکل " های 22 خرداد

عع

درد ثانیه های اضافه زندگی:

 لیوان خالی یار بر روی میز،

یک هفته گریه.

پالتوی خاکستری یار در جا رختی دل،

یک فصل پوزخند.

هزار و یک روز باتوم قانون،

       چند  سال پرسه زدن در عمق قهوه و هم نشینی با نوه های طوطی مرجان،

 سر بر شانه کاکا رستم گذاشتن،

.

.

.

صد سال تنهایی

ف

 

 

غ

شنبه/٢٢ خرداد/اردبیل

 

ت

/ 15 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیرداش

سالام گؤزه ل و دوشوندوروجودور ساغ اولون [گل]

احسان

میشکنه این تنهایی ماهم میشیم همسفر ..همسفر قطار ازادی...

یاسمین

حرفات یه جوریه,هم قشنگه هم ... بازم قشنگه! به بلاگ تازه راه افتاده ی من هم سر بزن. خوشحال میشم عزیزم[گل]

يلدا

با مشتی پر شترمرغ به روزم ... می نویسم تا نمک بپاشم بر زخمی که عین عشق است و شین شاهد و قاف قلم با احترام به عزیز صبوری و مدارا دكتر سيدمهدي موسوي قافيه‌ها را ول كن. به حاشيه نرو. بپر وسط متن منتظرت هستم می‌آیی؟

يلدا

با مشتی پر شترمرغ به روزم ... می نویسم تا نمک بپاشم بر زخمی که عین عشق است و شین شاهد و قاف قلم با احترام به عزیز صبوری و مدارا دكتر سيدمهدي موسوي قافيه‌ها را ول كن. به حاشيه نرو. بپر وسط متن منتظرت هستم می‌آیی؟

سید حامد احمدی

خواندیم و خواندیم و خواندیم... آنچه دیدی بر قرار خود نماند - آنچه بینی هم نماند برقرار!

مهدی

سلام. یه چند وقت ما سر نزدیم رفتید تو جرگه فیلم سازان. اون وقت ها داستان کوتاه می نوشتید. بزار کلا سر نزنیم. انگار به نفعتونه.