ما دهه هفتادی های ندید بدید!

حالا هی بگویید این دهه هفتادی ها فقط بلدند جیغ و داد راه بیندازند و بزنند و بپاشند و بشکنند و عید که میشود هی اجیل بخورند و جلو مهمان آبروریزی کنند. همه،کارشان را ول کرده اند و چسبیده اند به ما. یکی نیست به این دهه هشتادی ها و نودی ها زین پس به دهه ی دهی ها گیر بدهد. چپ میروی می گویند دارد از خودش دری و وری اختراع می کند. راست میروی ابرو بالا می اندازند که زمان ما نبودی ای و ندیده ای و خوشی زده روی کلاج دلت. نمیدانم تقصیر ما هفتادی ها چیست که وقتی پا روی کره ی شنگول زمین گذاشتیم،شاه ترسیده و فرار کرده بود و در نتیجه نتوانستیم تجربیات آن دوران را کسب کنیم. نمیدانم تقصیرمان چیست که جنگ ندیدیم و سرباز عراقی ندیدیم و تانک ندیدیم و تنها ،هواپیماهای بمب افکن آسمان خوابمان را قرق کرده بودند و هی بمب میریختند روی سرمان و ما "جان سخت" بودیم و همیشه جان سالم به در می بردیم. هرچه فکر می کنم نمیفهمم چرا سخت گیری های شدید توی مدرسه فقط مخصوص دهه چهلی ها و پنجاهی هاست و ما از همه اینها که می توانست سختی روزگار را به کاممان بچشاند و خوشی نزند دنده چهار دلمان،بی نصیب مانده ایم. اصلاً حالی ام نمیشود که چرا باید محمود دولت آبادی آنهمه شخصیت متفاوت و رنج دیده و سالخورده دیده باشد و همه این تجربه ها را بنویسد و آنقدر تجربه داشته باشد که هر چه بنویسد تمام نشود،و من،منه دهه هفتادی نشسته باشم پشت اینترنت و آدم ها را توی فیس بوک و چت بشناسم و یا در میهمانی های شیک و پیک! واقعن چرا داریوش مهرجویی گاو را وقتی که هنوز بیست سالی به دنیا آمدن من مانده بود ساخت،چرا سینما وقتی من به دنیا نیامده بودم  وارد ایران شد. چرا آن روزها که هیچ اثری از من نبود،بابام تا گم میشد توی سینما پیداش میکردند ولی من حالا باید دور از چشم او بروم سینما.دهه هفتادی ها اینترنت دارند،دهه هفتادی ها تلفن همراه دارند،دهه هفتادی ها ماهواره دارند،ماشین زیر پایشان است،میروند کلاس موسیقی.زبان انگلیسی بلدند، عکاس اند، همه شان دانشگاه دیده اند، آن ور دنیا دوست و آشنا دارند، وقتی دلشان میگیرد با دوستهاشان میروند کافی شاپ! همه اینها درست، ولی به قول مامان،اعصاب ندارند. می زنند و می شکنند. تقصیر دهه هفتادی ها نیست که تجربیات سخت و رنج ها و خوشی های گذشته را ندیده اند و حالا هی توی خیال می بافند و می سازند و دنیا را می ریزند به هم.نه گذشته ای دیده ایم. نه آینده ای. نه می توانیم به آنور تکیه بدیم. نه این ور. می ترسیم و می لرزیم و مجبوریم به دنیای ذهن خودمان پناه ببریم!قصه های مادربزرگ دلگرممان می کند و وب کم تمام بندهای نامرئی "مثل بچه آدم زندگی کردن" را پاره می کند. ما دهه هفتادی ها ندید بدیدِ سنت و مدرنیته ایم!خوشی نشسته تو داشبورد دل ما دهه هفتادی ها. ما دهه هفتادی ها... . با همه این ها، در اخرین روزهای سال نود چه قدر دلمان خوش است! گردن برافراشته و جرج کلونی وار ایستاده و با کفش های گانگستری مان می نویسیم:" ما جدایی نادر از سیمین را با چشم های خود دیدیم... والله".

اسفند 90 /لیلا نوروزی/چاپ شده در مجله سارای

/ 12 نظر / 98 بازدید
نمایش نظرات قبلی
موسی زاده

خوبه بلاخره فهمیدی دهه هفتادی هستی نه دهه شصتی!!!

دو کلاغ روشن

سلام لیلا بونوئل.خیلی وقت بود نیومده بودم اینورا.خوبه که قلمت کشنده ست![لبخند]

nobody

باشه خوب . اعصاب نداریا توام . باشه باشه قبول

یاشار

فراخوان پنجمین دوره جشنواره غیردولتی «آنامین یایلیغی»

یاشار

فراخوان پنجمین دوره جشنواره غیردولتی «آنامین یایلیغی»

...

به نام صاحب شانس « با عشق هم چیزممکن است.» موقعی که این نامه را دریافت می کنید کسی راکه دوست دارید ببوسیدومنتظریک معجزه باشید. این نامه برای خوش شانسی شمافرستاده شده است نسخه اصلی درکشورانگلستان می باشد.این نامه9باردردنیاچرخیده است شانس برای شمافرستاده شده است ظرف مدت 4روزپس از دریافت این نامه اخبارخوشی را دریافت خواهیدنمود به شرط آنکه شماهم به نوبه خود آن رابرای دیگران ارسال نمایید.این شوخی نیست باارسال آن شما خوش شانسی خواهید آورد پول نفرستیدکپی ها رابرای اشخاص بفرستید که فکرمیکنیدبه شانس احتیاج دارند.این نامه را نگه ندارید.این نامه راظرف مدت 96ساعت ازدست شما خارج شود. یک افسر آر.آ.پی.هفتاد هزاردلاردریافت نمود.جرلبرن ده هزار دلار دریافت نمود ولی چون این زنجیرراشکست آن را ازدست داد. درهمین حال درفیلیپین جین ولنز به دلیل اینکه این نامه رابه جریان نینداخت6روزپس ازدریافت آن همسرش راازدست داداگرچه قبل از مرگ همسرش775هزاردلاردریافت نموده بود.حتماُ20 کپی بفرستیدو ببینیدکه ظرف مدت 4روزچه اتفاقی می افتد. این زنجیره از ونزوئلا شروع شدواین نامه ازبانرک آنتولی پیگیری وبه میلیونری در آمریکای جنوبی نوشته است

دخترپاییزی

ایول ایول لیلا خیلی دوست داشتم این حرفاتو فداااااااااای وجودت.....

شهریاربدری

سلام../وب خوبی دارید موفق باسشید..بما هم یه سری بزنید

amir

درود وودی آلن فوق العادست فیلم های استیو مک کویین پیشنهاد میکنم گرسنگی و شرم و همچنین کتاب ناطور دشت را

آقای سولو

این دهه ی هفتادی های ندید بدید... بیچاره ها با کسانی دوست بودند که دهه ی 60ی بودند و هیچ بویی از بدبختیهای دهه ی 60 نبردند. اما رویاروی مدرنیته وار ایران مدرن!!! قرار گرفتند. بیچاره ها نه اینور را دیدند نه آنور را.. تقصیر خودشان نیست. تمام ندید بدید بازیهایشان هم بی حوصلگی است. بیحوصلگی از شعار های دهه 60... از شعارهای ما....