آب زنید راه را...

 

- مامان بزرگم می گفت:"بترکه چشم حسود".پیمان خان

 

http://caffecinema.com/images/stories/EDV/313/04-_caffecinema.com_.JPG

 

اصغر آقا،اصغر آقا کجایی؟

بیا بیا که نور چشم مایی

بیا ببر یه افتخار تازه

اصغر آقا اسکار برات بسازه!

 

چشم همه دهه شصتی هایی که تو عمرشان هیچ چیز جالب و بزرگ و قابل دسترس و شگفت انگیز و برو حالشو ببر و حتی جنگ هم ، ندیده اند به جدایی نادر و سیمین است. با خستگی و بی خابی و پلک های افتان می نویسم. امیدوارم با اسکار بلندتر بروز کنم.باشد که بعد از بیست و دو سال زندگی،از ته دل خوشحال شویم.حتی اگر محض طلاق نادر و سیمین باشد.ترمه جان،بیا اسمت را بذاریم ترمه ی فداکار و تو هم محض دل ما،بچه طلاق شو.

 

 -----------------------------------------------------------------

عکس های بعد اسکار: http://parageraf22.blogfa.com/post-504.aspx

 

 

 

 

 -سخنان اصغر فرهادی بعد از گرفتن جایزه

 

/ 39 نظر / 54 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژده ژیان

لیلای عزیزم درود بر شما بانو /پروفایل شما میگفت که متولد سالهای زیبای دهه 20 هستید// واقعا این درست است؟؟؟ و این تصویر زیبا و هنرمندانه....؟؟ ذهنم پر شده از سوال/خیال میکردم /که"من" مسن ترین وبلاگ نویس در بین جوانان دیروزم[لبخند]//اما انگار... دلتان را دوست دارم و نگاهتان را....

مژده ژیان

لیلای عزیزم درود بر شما بانو /پروفایل شما میگفت که متولد سالهای زیبای دهه 20 هستید// واقعا این درست است؟؟؟ و این تصویر زیبا و هنرمندانه....؟؟ ذهنم پر شده از سوال/خیال میکردم /که"من" مسن ترین وبلاگ نویس در بین جوانان دیروزم[لبخند]//اما انگار... دلتان را دوست دارم و نگاهتان را....

ابراهیم روحی

سلام...اول از هر چیز خیلی دوست داشتم که در لحظه ای که فرهادی اسکارو گرفت چهره سلحشورو می دیدم، حتما این شکلی بود![ناراحت] [عصبانی] فرهادی هم بعد کیارستمی دومین کارگردان بین المللی ما! اسکورسیزی هم خوب جایزه هارو با هوگو درو کرد ولی چیزی که خیلی وقته کمتر می بینم فیلم خوبه! مثل همین اسکار امسال که نود درصد جایزه ها بین دوتا فیلم تقسیم شد یعنی برای یک سال دو تا فیلم خوب!

محمد مهدی

خیالم را در ذهنم پرورش می دهم و دارم برای خودم اسکار می سازم

فرشته

دلم را سپردم به بنگاه دنیا وهی آگهی دادم اینجا وآنجا وهر روز برای دلم مشتری آمد ورفت وهی این وآن سر سری آمد ورفت ولی هیچ کس قفل قلب مرا وانکرد. هیچ کس اتاق دلم را تماشا نکرد ورفتند وبعدش دلم موند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم:خدایا تو قلب مرا می خری؟ وفردای آن روز خدا آمد وتوی قلبم نشست ومن روی آن در نوشتم:ببخشید دیگر برای کسی جا نداریم. از این پس به جز او کسی رو نداریم. سلام مهربون.به روزم ومنتظر شوق نگاهت به ناگفته های من وتو

اللهوردیزاده

در این درویشم و در آن سیه روی عذاب هر دو عالم می کشم من م.امید موفق باشید

اللهوردیزاده

در این درویشم و در آن سیه روی عذاب هر دو عالم می کشم من م.امید موفق باشید

رها

کجاهایی پرنسس؟

مهدی ملک‌زاده

ما هم که مال شصت نیستیم چشممان بود به‌شان به خدا! :دی البته حالا که مبارک همه باشد ...

مهدی ملک‌زاده

ما هم که مال شصت نیستیم چشممان بود به‌شان به خدا! :دی البته حالا که مبارک همه باشد ...