فیلم سینمایی ائو

نگاهی به فیلم ائو ساخته اصغر یوسفی نژاد

سینمای ایران در شهرستانها بخصوص در شهرهای آذربایجان سینمای فیلم کوتاه است. حتا اگر به تاریخ این هنر نیز نگاهی داشته باشیم، اندک فیلم هایی هستند که در این شهرها به صورت بلند ساخته شده اند.دلیل اصلی این امر برمیگردد به مساله اسپانسر! فیلم های کوتاه به خاطر کم هزینه بودن همواره محل مناسبی برای خلاقیت فیلمسازان به حساب می آید.از طرفی نیز نهادهایی چون انجمن سینمای جوانان و یا حوزه های هنری در شهرستانها تا حدودی و با خط مشی هایی از پیش تعیین شده حامی فیلم های کوتاه هستند. اما در مقابل هیچ نهاد دولتی و یا خصوصی که مختص تولید فیلم بلند باشد وجود ندارد.به همین دلیل معمولا فیلم کوتاه سازها پس از چند موفقیت راهی پایتخت یا کشورهای دیگر میشوند و سینمای شهرستان ها در عمل موقعیت اینکه بتواند از قطب های سینما باشد را از دست می دهد.در سوی دیگر یکی از ارزش هایی که در سینما همواره بحث برانگیز بوده و حتا گاها این مساله سینما را به دو دسته ی خوب و بد تقسیم کرده، مستقل بودن آن است. سینمای مستقل که در تعریفی از آن با عنوان سینمای هنری نیز یاد می شود،برای هر فیلمی یک ارزش محسوب میشود و همواره حمایت طرفداران خود را به دنبال داشته است. فیلم ائو با در اختیار داشتن هر دو مورد بالا یعنی سینمای مستقل و بلند بودن توانست سینمای آذربایجان را تثبیت کرده و پرچمدار آن شود.هر چند قبل از آن نیز تلاش های خوبی برای رسیدن به این هدف شده بود که از آن جمله فیلم سینمایی سویوق(سرد) ساخته برادران جوان و دوقلوی ارک را می توان نام برد. سویوق با سرمایه ای اندک موفقیت خود را مدیون عوامل و البته ایده ی فیلم بود و در کنار این دو مساله انچه باعث شد این فیلم بیشتر روی زبانها بیافتد نیازی بود که در آن دوره سینمای آذربایجان احساس می کرد.اما این روند نباید متوقف میشد و باید در مدت زمان کوتاه کسی قدم بعدی را برمی داشت.این اتفاق 2سال بعد توسط آقای اصغر یوسفی نژاد افتاد و فیلم "ائو" نام گرفت.

چه کسی به ائو نیاز داشت؟

همانطور که در بالا عنوان شد سینمای آذربایجان نیازمند سینمایی مستقل و مختص به خود بود:سینمایی که شکل مردم خود باشد. رنگ محیط آذربایجان را بشود در ان دید. فرهنگ و رفتارها چون آینه ای در آن انعکاس داشته باشد و ... . جای خالی این قالب از سینما سالها در این منطقه حس میشد.هر چند در سالهای گذشته تلاش هایی انجام گرفته بود اما این تلاش های یا نصفه رها شده بود،یا ناقص بود و یا ادامه نیافته بود.طوری که اگر قرار بود کسی تاریخ این هنر در آذربایجان را بنویسد نمیشد نقطه ای عطف و جدی برای آن پیدا کرد.فعالیتهایی پراکنده و غیرمنسجم که تماما نمی شد نام سینمای آذربایجان به آن نهاد. در نتیجه لازم بود یک نقطه برای آن پیدا کرد که لازمه اش فیلمی تمام و کمال و مستقل آذربایجانی بود.یک میدان خالی که جنگجویی باهوش می طلبید! آقای اصغر یوسفی نژاد با درایت تمام وارد میدان شد. به طبع اولین ها همواره مورد توجه مخاطبین و رسانه ها قرار می گیرند.بخصوص که در این مساله اهالی هنر شهرهای آذربایجان نیز از فیلم حمایت کردند.تا جایی که کمتر نقدی در مورد آن نوشته شده است و بیشتر نوشته ها از بابت خوشحالی برای این اتفاق است. یعنی فیلم ائو اگر از نظر فنی و سینمایی دچار کمبودهایی هم بود، بواسطه نقطه شروع و تثبیتی برای سینمای مستقل آذربایجان به آن پرداخت نشد. اما باید در نظر داشت که اکنون دیگر سینمای این منطقه با یکی دو فیلم آخر به مرحله ثبوت رسیده است. از این پس آنچه مهم است پرداختن به اصل سینماست که سینمای آذربایجان را از نظر فرم و مفهوم نیز به پیش ببرد و از این منظر هم بتوانیم نوع سینما و روایتی مخصوص به خود به دست بیاوریم. اما جدا از نفعی که سینمای آذربایجان از این فیلم برد و جایگاهی که کارگردانش به دست آورد، اتفاقی خوب برای عوامل نیز رقم زد.معمولا عوامل و بخصوص بازیگرها در سینمای شهرستان کمتر عرصه ای برای دیده شدن دارند که این مساله هم از نظر تداوم کاری و هم از بابت اقتصادی چندان خوب نیست. اما وقتی فیلمی امکان دیدن شدن در عرصه ملی یا بین المللی را به دست می آورد،سبب میشود کار و هنر عوامل نیز به نمایش گذاشته شود.این اتفاق در مورد سینمای شهرستانها خیلی کم اتفاق می افتد. چون تعداد معدودی از این فیلم ها هستند که امکان حضور در جشنواره هایی چون فجر را به دست می آورند. ائو با گذشتن از دیوار فجر و درخشش بخصوص در بخش بین المللی سبب شد بخشی از نیاز عوامل که همان دیده شدن فعالیتهایشان است را به دست بیاورد.در نتیجه باید گفت فیلم سود سه جانبه برای آذربایجان،کارگردان و عوامل را داشته است. و اکنون انچه مهم است تداوم این گونه فیلم ها برای بیشتر دیده شدن و به دست آوردن جایگاه های بیشتر و بالاتر می باشد. زبان در مورد زبان این فیلم بعضی از اساتید و دوستان نوشته اند و حتا صحبتهای زیادی در رابطه با آن شده است. مطالبی که در تمجید و یا نقد آن بوده است. چیزی که در مورد زبان مد نظر بنده است، نوع ادبیات ان است که بیشتر به فیلمنامه اثر برمیگردد.فیلمنامه با بهره گیری از ادبیات داستانی شکل گرفته است و فیلم روایتگر قصه خانواده ایست که عزیزی را از دست داده اند.عنصر غافلگیری نیز از عناصر اصلی آن است.این روایت در چارچوب یک گروه از مردم عوام در شهر تبریز به تصویر کشیده میشود.در نتیجه نیاز به لحن، کنش و واکنش ها و زبانی مخصوص هست. تعدد دیالوگها،نحوه ی ادا کردن آنها،مکث، جنس جملات و ... باید با مطالعه در فرهنگ،رفتارها و زبان این مردم انتخاب شود.اگر واکنش مخاطبان ترک زبان را از در این مورد بررسی کنیم احتمالا خواهیم دید که با فیلم صمیمی بوده اند و آشنایی فضایی با آن داشته اند. چیزی که تاکنون در مورد فیلم ها خیلی کم اتفاق افتاده است. اما این انتخابها را باید در گستره وسیع تر جغرافیایی نیز بررسی کرد.چرا که مخاطب آن زبانها و فرهنگ های مختلف است. بخصوص وقتی با مساله زیرنویس روبرو میشویم،باید دید که آیا محاطبین غیرترک زبان توانای و حوصله خواندن دیالگهای متعدد را خواهند داشت؟ این سوالی ست که باید از کارگردان اثر و در مورد واکنشهایی که شاهدش بوده پرسید و در صورت منفی بودن جواب چاره ای برای آن اندیشید.

لیلا نوروزی نویسنده و فیلمساز

/ 0 نظر / 111 بازدید